![]() |
![]() |
|
|
|||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 5:14 PM توسط elham |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 5:8 PM توسط elham |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 6 شهریور1388ساعت 9:5 PM توسط elham |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 1:32 PM توسط elham |
|
|
تو بارون که رفتی
شبم زیر و رو شد یه بغض شکسته رفیق گلوم شد تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد تمام وجودم توی آینه خط خورد هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره دلم غصه داره دلم بی قراره نه شب عاشقانه است نه رویا قشنگه دلم بی تو خونه دلم بی تو تنگه یه شب زیر بارون که چشمم به راهه می بینم که کوچه پر نور ماهه تو ماه منی که تو بارون رسیدی امید منی تو شب نا امیدی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 5:34 PM توسط elham |
|
|
کاش چون پاییز بودم ... کاش چون پاییز بودم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 تیر1388ساعت 5:17 PM توسط elham |
|
|
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من، به خدا قسم، خدا را مگرای سحاب رحمت توبباری ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا؟ به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب که علم کند به عالم شهدای کربلا را؟ چو به دوست عهد بندد ز میان پاک بازان چو علی که می تواند که به سر برد وفا را؟ نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را! به دو چشم خون فشانم، هله ای نسیم رحمت که ز کوی او غباری به من آر توتیا را به امید آن که شاید برسد به خاک پایت چه پیام ها سپردم، همه سوز دل، صبا را چو تویی قضای گردان، به دعای مستمندان که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را چه زنم چو نای هر دم، ز نوای شوق او دم؟ که لسان غیب خوش تر بنوازد این نوا را «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایی بنوازد آشنا را» ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 تیر1388ساعت 9:54 PM توسط elham |
|
|
زندگی کردنمان نمی آید در این اوضاع آشفته و در این خفقان.با این وجود ما را چه به شادی کردن. اصلا
شادی کردن وخوشحالی از خاطر ما رفته . مردم ها کشته می شوند و میمیرند.(چون اعتراض دارند) ای مردم مگر شما هم آدم هستید که اعتراض دارید؟ اصلا شما را چه به ابراز وجود؟ این جا همه باید یکدیگر را تحمل کنند تا متحد باشند. و دنیا همه دشمن است. این جا باید مرگ بر آمریکا گفت و خوش بود. حرف حق تاوان دارد. زندان دارد. فرزند کعبه. یا علی . چه بگویم ؟ شیر خدا . گوشه چشمی کافیست. دل غمین مردم را ببین که چگونه از دروغ های بسیار و هتاکی های بیشرمانه شکست و هیچ مرهمی دوایش نشد. یا علی میلادت مبارک ولی کجاست آنکه زندگی را و نفس کشیدن را بر ما مبارک سازد؟ کجاست آنکه خدا وعده داد. رسول وعده داد؟ فرمودی در آن هنگام که جهان را سراسر ویرانی گرفت می آید. ویرانی ازین بالاتر؟ دروغ و هتاکی و فریفتن مردم آخر تا به کی ادامه دارد؟ یعنی جوانان از این هم فاسد تر خواهند شد؟ پس ای وای بر ما! یا علی دل پاکی ندارم. پرونده ام سیاه سیاه است.ولی چه کنم که بی تو نمی توانم. به پایت افتاده ام. مرا دریاب.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 تیر1388ساعت 9:45 PM توسط elham |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 تیر1388ساعت 10:56 PM توسط elham |
|
|
من که از پنجره تنهایی
خیره بودم به سحر خیزی گل های بهار داغ جانسوز شقایق نگرانم می کرد زخم اعصار در اندیشه من جاری بود صحبت از آفت گل بود و پریشانیها گاهگاهی به خود می گفتم با طپش های دلم می سازم نوشداروی عطوفت که به زخم دل من مرهم بود در سخن های تو جاری می شد و کلامت کلامت به من آرامش جان می بخشید سیر عرفانی چشمان تو معراجم بود |
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 تیر1388ساعت 9:26 PM توسط elham |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 تیر1388ساعت 7:39 PM توسط elham |
|
|
سلام به همه دوستای گل قدیمی و همه دوستای عزیز جدید من الهام هستم. به شما ربط نداره چند سالمه. خرده هوشی دارم و سر سوزن ذوقیکه البته اهل کاشان نیستم. اگه مایلید می تونید مطالب وبلاگ رو کپی کنید و مطمئن باشید که تحت پیگرد قانونی قرار نمی گیرید. ***************************************************** خدایا.... به هرکه دوست داری بیاموز که عشق از زندگی بهتر است و به هر که دوست تر می داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است و عشق جوشنی است کور و پیوندی است از سحر تا بینایی... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 تیر1388ساعت 5:8 PM توسط elham |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به سراغ من اگر مي آييد
پشت هيچستانم. پشت هيچستان جايي است. پشت هيچستان رگ هاي هوا، پر قاصدهايي است كه خبر مي آرند، از گل واشده دور ترين بوته خاك. روي شن ها هم، نقش هاي سم اسبان سواران ظريفي است كه صبح به سر تپه معراج شقايق رفتند. پشت هيچستان، چتر خواهش باز است: تا نسيم عطشي در بن برگي بدود، زنگ باران به صدا مي آيد. آدم اينجا تنهاست و در اين تنهايي، سايه ناروني تا ابديت جاري است. *** به سراغ من اگر مي آييد، نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بر دارد چيني نازك تنهايي من |
| نوشته های پیشین |
|
88/06/05 - 88/06/21 88/06/01 - 88/06/07 88/05/01 - 88/05/07 88/04/22 - 88/04/31 88/04/05 - 88/04/21 88/04/08 - 88/04/14 88/04/01 - 88/04/07 |
| نویسندگان |
|
elham هستی |
| پیوندها |
|
donyaye ghashange elham هرچی دلم بخواد |
|
RSS
|